کتاب بخشنده

اثر لوییس لوری از انتشارات نشر چشمه - مترجم: کیوان عبیدی آشتیانی-جایزه نشان نیوبری

The giver, 2002, Lois Lowry (1937)
عنوان: بخشنده؛ نویسنده: لوئیس لوری؛ مترجم: کیوان عبیدی‌آشتیانی؛ مشخصات نشر: تهران، نشر چشمه، 1388، در 213 ص، شابک: 9789643626921؛ کتاب در سال 1385 با عنوان «مامور خاطرات» با ترجمه بانو «لیلا نائینی» در انتشارات بازتاب نگار نشر شده است


خرید کتاب بخشنده
جستجوی کتاب بخشنده در گودریدز

معرفی کتاب بخشنده از نگاه کاربران
4.5 ستاره های عجیب و غریب! من نمی توانم خواندن یک کتاب را به سرعت بخوانم چون این یکی را خوانده ام. خواندن عالی بود. من نمی توانستم کتاب را برای ساعت بگذرانم. باید بگویم متفاوت از سایر کتاب هایی است که خوانده ام، بنابراین این بررسی واقعا به نوعی متفاوت از دیگران است. بنابراین شروع به کار میکنم. از ابتدا لذت بردم، شاید به این خاطر که به نظر میرسید که نوعی کتاب دودویی است و شما ممکن است بدانید که من عاشق کتابهای دودویی هستم. همچنین طبیعت بی رنگ و بدون احساس، چیزی بود که باعث شد من ادامه دهم این کتاب را بخوانید. این یکی از آن کتابهایی است که صفحات جالبی را در صفحه نگه می دارد. آنچه من واقعا از این کتاب لذت بردم، دلیل این که من آن را به 4.5 ستاره دادم این است که برخی لحظات به طرز زیبایی و پر انرژی و زندگی توضیح داده شده اند. به طوری که من آنها را در مورد زندگی و تمام چیزهایی که در آن است، خوب، بی رحم، رویاها، اهداف، احساسات، همه چیز و اینکه چقدر زیبایی است. این احساسات نیستند، اما باید بگویم که آنها جملاتی هستند که ارزش آن را دارند بارها و بارها بخوانند. این کتاب همچنین نشان می دهد که چگونه زندگی بدون رنگ خواهد بود ، احساسات، بدون لذت بردن از it.It sucks! خوب ... اجازه می دهم به داستان برسم\nاین کتاب در مورد یک پسر به نام جوناس است که در جهان پر از نظم و قوانین زندگی می کند. او دارای دو دوست بهترین، یکی از آنها این است که این دختر فیونا نامیده می شود. در مراسم او انتخاب می شود که گیرنده خاطرات است و از آن لحظه او تغییر زندگی ... شخصیت ها:\nجوناس این شخصیت ها را دوست داشت چون من می توانستم به او بسنده کنم. او هوشمند، مراقب و مهم ترین کنجکاو در مورد چیزهاست. و این کنجکاوی باعث می شود او به غیرممکن شناخته شود. فینیا که واقعا دوستش داشتم در مورد فیونا، شورش شورش کرده است. هر بار اما در طرف دیگر او مراقبت و مبارزه برای افرادی که او را دوست دارد. من در حالی که خواندن کتاب (جملات مورد علاقه):\nبرای اولین بار، او چیزی را شنید که او می دانست که موسیقی است. او مردم را آواز خواند. پشت سر او، در فاصله های وسیع از فضا و زمان، از جایی که او را ترک کرده بود، فکر کرد که موسیقی را نیز شنید. اما شاید این فقط یک اکو بود. [جوناس] اعتراف کرد که احساس عشق را دوست داشتم. او به طرز عجیبی در سخنران روی دیوار نگاه کرد و اطمینان داد که هیچ کس گوش نمی کند. من آرزو می کنم که هنوز این را داشته باشیم، او زمزمه کرد. »البته آنها نیاز به مراقبت داشتند. این به معنای همه چیز بود. \"... حالا او شاهد رودخانه آشنا گسترده در کنار مسیر متفاوت است. او تمام نور و رنگ و تاریخی که در آب آهسته حرکتش وارد شده بود را دید. و او می دانست که در جای دیگری از آن آمده است و در جایی که قرار بود آن را انجام دهید â € œ حتی برای سال ها آموزش دیده، به عنوان آنها تمام دقت زبان بود، چه کلمات می تواند استفاده کنید که یکی دیگر تجربه آفتاب؟ â € â € œThings می تواند تغییر کند، Gabe، @ Jonas ادامه داد. @ چیزهایی می تواند متفاوت باشد من نمیدانم چطور، اما باید راهی برای چیزهایی متفاوت باشد. می تواند رنگ باشد و پدربزرگ و مادربزرگ، @ او اضافه شده، از طریق تاریکی به سمت سقف اتاق خواب خود را تماشا. @ و همه می توانند خاطرات داشته باشند. @ و در اینجا، در این اتاق، خاطرات دوباره تجدید می کنم و دوباره آن این است که چگونه خرد می آید و چگونه آینده ما را شکل می دهیم. \"بدترین بخش نگه داشتن خاطرات است نه درد تنفر از آن است. خاطرات باید به اشتراک گذاشته شوند. \"ارزش آن بسیار ارزشمند است. من به شما توصیه می کنم اگر شما کتاب های دودویی زندگی می کنید! همچنین فیلم در حال حاضر!

مشاهده لینک اصلی
پاسخ من بعد از خواندن این مطلب: 2 ستاره چطور؟ واقعا چرا؟ واقعا اولا می خواهم بگویم که من واقعا واقعا امیدوار بودم این کتاب را بخوانم چون بسیاری از افراد این کتاب را خواندند و دوست داشتند و بسیاری از این ها را به عنوان یکی از دلایل آنها مورد توجه قرار دادند کتابهای تمام وقت و قبل از ارسالی از امتیازات من، مراجعه به رأیهای دیگر اعضای شورای مرکزی مجلس را به گونه ای انجام می دهم که من نمی دانم که تنها غیر انسانی که فکر می کند که این کتاب خوب است یا بزرگ و یا هرگز !!! (* سرفه * متاسفم من فراموش كردم CAPSLOCK را خاموش كنم، من فریاد نمیزنم یا چیزی سرفه میكند * فقط لطفا به من قضاوت نكن * سرفه * اگر كتاب را دوست داری، به تو احترام میگذارم، اما من واقعا خود را باور ندارم كه باور كنم این کتاب را دوست دارم _ \u0026 gt؛؛ \u0026 lt؛) V) خوب من سعی می کنم توضیح آنچه که من در مورد آن را دوست ندارم: 1. این کتاب خسته کننده است. این کتاب عجیب است. من هیچ حس خاصی را نسبت به شخصیت احساس نمی کنم. من واقعا کتاب 5 را درک نمی کنم. من واقعا نمی دانم پایان .6. من واقعا نمی فهمم چرا این جهان یوتوپی هیچ رنگی ندارد، احساسات و موسیقی نداشته باشد، به طوری که مردم به راحتی سرفه می کنند 7. من واقعا نمی فهمم چرا بچه ها در سن هرچیزی روبان داده می شوند، هدف از این چیست؟ من واقعا نمی فهمم چرا شخصیت ها باید در مورد رویاهای خود به پدر و مادرشان بگویند. 9. من نمی فهمم چرا جونز باید داروها را مصرف کند چرا که او Stirrings داشت. به همین ترتیب، برای کسانی که کتاب را خواندند، تا حدودی به رویاهای مرطوب نزدیک است. من نمی فهمم که چرا خاطرات جنگ، از دست دادن و غیره باعث می شود شخص بخواهد زندگی خود را پایان دهد یا زندگی را ترک کند. من می دانم که زندگی ناقص است اما به نظر می رسد که شخصیت ها دارای ستون فقرات نیستند مانند idk من منطق آن را خرید نمی کنم. به طور خلاصه من واقعا این را درک نمی کنم! اگر از شما بدانید که آیا Ive این را بخوانید زیرا این یک نیاز مدرسه ای است، پاسخ NO است. من این کتاب را خریدم زیرا آن را در فهرست بهترین کتاب YA در اینجا در مورد Goodreads بارها دیده ام. و اگر این کتاب با نمادگرایی بمباران شده باشد، لطفا این را به من توضیح دهید (از آنجا که من برای مردم نمادین مغز ندارم!)، به ویژه پایان دادن (چه فجاهایی است؟) و ممکن است امتیاز خود را تغییر دهم، ممکن است تکرار کنم.

مشاهده لینک اصلی
شهروندان توجه! جامعه ما برادران سلطنتی کشته شده است! DOUBLEPLUS UNGOOD! اما نترس! ما انقلابیون ریشه ای و ایدئولوژیکی UTOPIC حفظ SACROSANCT! در جوامع بیرونی اقیانوس، مزرعه حیوانات، پانم، THX 1138-VILLE و FAHRENHEIT 451 شهر! و گسترش بیشتر! DOUBLEPLUS GOOD خلاصه ای خلاصه: در یک لحظه در آینده، یک پسر 11 ساله به نام جوناس از سالیان متمادی در یک جامعه یونانی بی نام است. سنین نوجوانی به این معنی است که او کارهای زندگی خود را داده است؛ در مورد جوناس، او انتخاب شده است که گیرنده. او خاطراتی از آنچه که پیش از آن بوده است و همچنین مسئولیت مشاوره جامعه خود با دسترسی به آن خاطرات داده شده است. و همانطور که او در آن خاطرات میگذرد، او به تدریج متوجه می شود که جامعه کوچکی که کم رنگ است، پس از همه چیز خیلی بدیع ندارد. اولین بار که متوجه شدید دیگران زندگی خود را به یاد می آورند - کاملا جدا از شما، که هیچ چیز با شما چه کار کنیم؟ انجام میدهم. پسر عموی من کریستی - که من تا به حال درهم شکستن شدید - صحبت در مورد آنچه که او انجام داده بود در روزهای قبل. آن را به آرامی بر روی من ظاهر شد که چیزهایی بود که اتفاق افتاده بود که من در اطراف نبود، چیزهایی که مهم و جالب بودند و هیچ چیز دیگری برای من انجام داد. من یادم می آید نگاه کردن به اتاق و دیدن بزرگسالان، و متوجه شدم که آنها هم زمانی که در حضور من بودند، ناپدید شدند. و سپس، در یک فلاش، فهمید که آنها احساسات و افکار و برنامه های خودشان را داشتند و به همین مناسبت برای من مهم بودند. من فکر می کنم اولین نفوذ من در این ایده همدلی بود، دیدن مردم زندگی به طور موازی به من - و نه فقط در ارتباط با من - و احساس احساس که من احساس، اما هیچ ارتباطی با من داشته باشد. این یک تحسین شگفت انگیز برای جوانان اجتماعی جوان بود. همه از بالا به من هنگام خواندن وام گیرنده بازگشت. بخش های مورد علاقه من این کتاب کودک این بود که جوناس جوان خود را در کفش های دیگر قرار می دهد، تلاش می کند انگیزه های دوستانش را درک کند. خانواده و \u0026 amp؛ جامعه، به طرز عجیبی از انتخاب هایی که برخی از آنها ایجاد می کند، و ارتباطات مضطرب با Giver (که شغل او را در بر می گیرد) - پیشینی که شکست خورده اما شجاع و کودک گابریل است، تجربه می کند. من فکر کردم این قطعات واقعا هیجان، گاهی دردناک و اغلب زیبا در سادگی خود هستند. اما در عین حال، مفهوم همدلی واقعا چیزی نیست که متصدیان در مورد آن هستند. به سادگی قرار داده شده، این یک داستان ممکن است نسبتا آشنا از اهمیت فردیت و انتخاب فردی است. من هیچ مشکلی با این پیام ندارم ... من فقط در مورد این موضوع زیاد صحبت نکرده ام. به نظر من خیلی پیش پا افتاده است. گیمر اهداف خود را با سهولت انجام می دهد. پروس ساده و مستقیم و روشن است. روایت از توصیف یک جامعه نسبتا دلنشین و شاد به تصویری از یک جامعه که در نیاز کوروش برای خوشبختی دلپذیر برای همه وحشت دارد، حرکت می کند. زیرا خواننده به سرعت متوجه می شود که همه چیز در perfectville کاملا کامل نیست، اما به طور کلی تن آرام ساختن نگرانی وجود دارد که به طرز ماهرانه ای مورد استفاده قرار گرفته است. آیا آن را در مورد آنچه که @ Release @ واقعا بدان معنی است، تجدید حیات @ حیوانات @ به معنای یک @ عزیز @، و یا نگرانی در مورد سرنوشت احتمال نوزاد گابریل، Lois لوری بافت در زیر پوسته خود را در معرض است به طوری که در حال کاهش است و هنوز هم موفق به بسته شدن پانچ عاطفی است. من دستکاری نکردم همه در کل، این یک رمان قابل توجه برای بچه ها است، یکی با یک پیام مهم، و من خوشحالم که خواندن آن در بسیاری از مدارس است. این نیز یک رمان شگفت آور بحث برانگیز است. به نظر می رسد شکایات به سه نگرانی عمده مطرح می شود: (1) متقاضی برای کودکان بیش از حد پیچیده است و یا برای بزرگسالان بسیار پیچیده است (2) متقاضی منتقد ادبی نیست؛ گيرنده دائما در حال ناديده گرفتن است. (3) گيرنده تبليغاتي ضد سوسياليستي است، من زماني صرف مي کنم (و مي دانم چقدر تعداد پاراگراف هاي خسته کننده) در تلاش براي رد تمامي اين انتقادات، به نقطه نظر اشاره دارد. ای کاش مردم همیشه نظرات خود را دارند. پاسخ اصلی من در حال حاضر OH است، به من ببخشید، که این چنین است. من در تسلیم نکردم. من یک داستان خالصانه ساده ی اخلاقی، یک نوع افسانه ای را دیدم. من فکر می کنم این یک کتاب است که بچه ها به راحتی می توانند اداره کنند و فکر می کنند در غیر این صورت اندیشه کمی از توانایی بچه ها برای درک است. تا آنجا که برای بزرگسالان بیش از حد پیچیده شده است و یا به انتقاد ادبی نرسیده است، صادقانه می توانم همه چیز را انجام دهم، به چنین اتهامات عجیب و غریبی می اندیشم. و در مورد رمان بودن تبلیغاتی ضد سوسیالیستی ... من فقط باید چشمانم را باز کنم و دوباره گریه کنم. پیام بی انتها گوینده قطعا آن را فراتر از هر اشاره گر از هر سبک خاص از دولت حرکت می کند. جدی ... متوقف کردن هاتین، نفرت انگیز. نمی دونم پیچیده شده. اگر بخواهید چیزی را از نفرت بردارید، خودتان را به جای آین رند اعمال کنید - که پیام مشابهی را دریافت می کند و آن را منحرف می کند تا پیامی که درباره فردیت خسته کننده باشد ...

مشاهده لینک اصلی
چگونه بسیاری از سالها از این کتاب خواسته ام؟ فرضیه زندگی یک زندگی بدون سازمان، چیزی است که باید در مورد آن فکر کنیم. من نمی توانم به شما بگویم که چگونه اغلب برای یک جهان پر از تنها صلح و شادی، که هیچ کس درد، گرسنگی و غم را احساس نمی کند، آرزو کرده ام. این کتاب باعث شد که من به طور جدی این آرزو را دوباره درک کنم و برای یک بار و برای همه متوجه شدم که بدون احساس عمق غم و اندوه، ما هرگز نمیتوانیم شادی را بدانیم. یک داستان شگفت انگیز!

مشاهده لینک اصلی
@ چیزهایی می تواند تغییر کند، گیب، @ جوناس ادامه داد. @ چیزهایی می تواند متفاوت باشد من نمیدانم چطور، اما باید راهی برای چیزهایی متفاوت باشد. می تواند رنگ باشد و پدربزرگ و مادربزرگ، @ او اضافه شده، از طریق تاریکی به سمت سقف اتاق خواب خود را تماشا. @ و هر کس خاطرات داشته باشد.شما خاطرات را می دانید، @ او زمزمه کرد، به سمت کابین چرخید. تنفس گابریل بسیار و عمیق بود. جوناس دوست داشت آنجا را داشته باشد، هرچند که در مورد راز احساس گناه می کرد. هر شب او خاطرات گابریل را به یاد می آورد: خاطرات سواری قایق و پیک نیک در خورشید؛ خاطرات باران نرم در برابر پنجره پنجره ها خاطرات رقص پابرهنه بر روی چمن مرطوب @ Gabe؟ @ newchild کمی در خواب خود را کمی هم زد. جوناس به او نگاه کرد. @ ممکن است عشق باشد، @ جوناس زمزمه کرد. خواننده، نوشته شده توسط Lois لوری، دارای یک کتاب منحصر به فرد و قدرتمند با مفهوم dystopian است. این کلاسیک خواندن تصویری از یک جامعه «شفقت» را نشان می دهد که در آن آزادی خواهی مورد سوال قرار می گیرد، احساسات و تجربیات انسانی وجود ندارد و درد فراموش می شود. این رمان یک بحث تفکر تحریک کننده در مورد زندگی و رنج ایجاد می کند: آیا جهان ایده آل درد را در بر می گیرد؟ حامی تصویر زندگی منظم، قابل پیش بینی و بدون درد را نشان می دهد. در جامعه Sameness، هر فرد نقش خاص و مولد خود را برای تجسم و اجرا دارد. انتخاب وجود ندارد و آزادی شخصی گزینه نیست. جوناس، که ساله یازده ساله است، در مورد مراسم آینده دوازده ساله، که در آن او شغل خود و یا اعطای @ خود را در جامعه @ قرار داده است، نگران است. در جامعه خود، حریم خصوصی کمی مجاز است؛ حتی خانه های خصوصی نیز دارای سوئیچ های دو طرفه هستند که می تواند مورد استفاده قرار گیرد برای گوش دادن به نقض قوانین. با این حال، به نظر می رسد که قوانین، از جمله Jonas، به راحتی قابل قبول هستند. بر خلاف بقیه همکلاسی هایش که به موقعیت های مختلف اعطا می شوند، جوناس به عنوان یک موقعیت نادر و ویژه گیرنده انتخاب شده است. سپس او می آموزد که او با خاطرات ناشناخته ای برای بقیه جامعه توسط سلف خود به ارمغان می آورد. بر اساس هدایت گیرنده فعلی، مرد شگفت انگیز مهربان که همان نادر و چشم های کم نور را به عنوان جوناس دارد، پسر خاطراتی را جذب می کند برای اولین بار احساسات شادی و عشق واقعی. همچنین، برای اولین بار، جوناس می داند چه چیزی برای دیدن یک رنگین کمان، و تجربه برف و هیجان سوار کردن یک آونگ به پایین تپه. با این حال، او همچنین خاطرات تیره تر از درد، گرسنگی، جنگ و مرگ را به خود اختصاص داده است. اینها خاطراتی است که از گذشته عمیق جامعه می گذرد. جوناس یاد می گیرد که جامعه جامعه ای از @ sameness @ را برای محافظت از مردم خود در برابر این گذشته مهندسی کرده است، اما او شروع به درک از دست دادن فوق العاده ای که او و مردمش با دادن خاطرات خود از آن غافلگیر شده اند، در برگیرند @ sameness @ .â € œThe worst part از نگه داشتن خاطرات درد نیست تنفر از آن است. خاطرات باید به اشتراک گذاشته شوند. »در @ community @ که تحت کنترل شدید است هیچ رنج، گرسنگی یا جنگ وجود ندارد، بلکه هیچ رنگ، موسیقی یا عشق وجود ندارد. همه چیز توسط @ Elders @ کنترل می شود، که در یک چشم بسیار مثبت نگاه می کنند، هرچند که کنترل می کنند که چه کسی ازدواج می کند، جایی که کودکان قرار می گیرد، و چه کسی @ به عنوان یک شغل تعیین می شود. مردم در جامعه حق انتخاب را ندارند. جوناس با این حکمت جدید و تمایل خود به زندگی در دیگر نقاط شکوفا می کند. اما ضربه نهایی برای جوناس زمانی اتفاق می افتد که او از Receiver (که اکنون خود راThe Giver @ می نامد) می پرسد چه @ release @ است. گیمر می گوید که می تواند او را نشان دهد و به جوناس اجازه می دهد که یک نوار کنونی از پدرش، یک مرد به ظاهر مهربان و دوست داشتنی را ببیند، @ یک نوزاد دوقلو را با دادن یک تزریق کشنده به او نشان می دهد. مثل هر @ @ aberration از همانند بودن، دوقلوهای یکسان علیه قوانین هستند، بنابراین کوچکتر از دو به عنوان زباله ارسال می شود، بدون آن که کسی را تحقق بخشید که درک معنای واقعی عمل را داشته باشد. با هم، جوناس و گوینده به این نکته می رسند که زمان تغییر، اکنون جامعه است که راه خود را از دست داده و باید خاطرات خود را بازگرداند. تنها راهی که این اتفاق می افتد این است که اگر جوناس جامعه را ترک کند، در آن زمان خاطراتی که به او داده شده، به مردم می افتد. جوناس می خواهد وام دهنده با او فرار کند، اما وکیل اصرار می کند که برای کمک به مردم برای مدیریت خاطرات مورد نیاز است و یا آنها خود را از بین خواهند برد. گیمر همچنین می خواهد که پشت سر هم باقی بماند تا زمانی که کار او انجام شود، او می تواند با دخترش، رزماری، یک دختر با چشمانی پراکنده باشد که ده سال پیش در آموزشش برای تبدیل شدن به گیرنده خاطرات جدید شکست خورده بود و از او خواسته بود آزاد می شود (خاطراتی از درد و تنهایی که او را غرق کرده است). کمک دهنده شیوه ای را طرح می کند که در آن جوناس فرار می کند به جای دیگری، زمین ناشناخته ای است که فراتر از مرزهای جوامع است. گوینده آن را به نظر می رسد به نظر می رسد جوناس در رودخانه غرق به طوری که جستجو برای او محدود خواهد شد. در ضمن، جوایز به جوناس خاطراتی از قدرت و شجاعت برای حفظ آن و صرف غذا وعده های غذایی خود را به عنوان غذا و آب جوناس برای سفر خود را به جایی می فرستد. @ ما گینه ...

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب بخشنده


 کتاب فلورا و اولیس
 کتاب جزیره دلفین های آبی رنگ
 کتاب موش کوچولو
 کتاب آقای هنشاو عزیز
 کتاب ماه بر فراز مانیفست
 کتاب بن بست نورولت